نتاب آفتاب بذار بارون بباره.اگه جرأت داری از پشت ابرها بیا بیرون!!!!
این همه تابستون و پاییز تابیدی بس نبود؟
بذاربه هوای بارون و به بهونۀ شبهای قشنگ زمستون یه فنجون چای دست بگیریم و تنهایی تو حیاط فکر کنیم و بی خواب بشیم.
تورو جون مهتاب چند روزی آفتابی نشو،به خدا تازه حسم داره بیدار میشه، می دونی بعد از چند وقت چشمۀ خشکیدۀ احساسم نمناک شده؟
بگذار آسمون بهم نزدیکتر بشه!
هیچ می دونستی وقتی هوا ابری میشه آسمون میاد پائینتر؟
نمی دونستی؟!!
اینو خوب می دونم که اگه نبودی...
اوه، حتی فکرش رو هم نمی تونم بکنم، نمیگم نباش، باش ولی پشت ابر!
دلم لک زده برای زیر بارون خیس شدن .... .
هوای ابری بد جوری دیوونم می کنه!
خورشید خانم! عزیزم! بگذار توی حال و هوای خودم بمونم! باشه؟
(گل من!
کاش میتونستم از احساسم برات بگم، کاش...)