گل قشنگم
يه جا واسه نوشتن حرفام، چيز زيادي ازت نميخوام فقط بخونشون!
۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه
در بند تقديرم مرا مگذار و مگذر
ميان راه، پشت کاميوني نوشته بود
" غم عشقت بيابان پرورم کرد...! "
راست ميگفت...
جات خالي...
گل من!
به ضريح دست کشيدم
حاجتي نبود .
تنها تو را دعا کردم.
۱۳۸۹ شهریور ۵, جمعه
در جمع من و اين بغض بيقرار جاي تو خالي...
سهراب توگفتى
چشمها را بايد شست، شستم!
ولي ...
گفتي جورديگر بايد ديد، ديدم!
ولي ...
گفتي زيرباران بايد رفت، رفتم!
ولي ...
او نه چشم هاى خيس و شسته ام و نه نگاه ديگرم
هيچ كدام را نديد!
فقط در زير باران با طعنه خنديد وگفت: ديوانه باران زده...!
۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه
........؟!
من که نام شراب از کتاب می شستم
زمانه کاتب دکان می فروشم کرد!
۱۳۸۹ مرداد ۱۴, پنجشنبه
کاش بدونی...
اون جوجو رو هم گذاشتم واسه دل جوجو!
مرسی که منتظرموندی تا بیام...
امشب شب تولد منه ، نه به تقويم و روز وماه كه به دل!
شبى كه من چشم به معصومیت تو باز خواهم کرد.
امشب شب رصد كردن ستاره هاییه كه به اندازه تموم لحظه هاى عاشقی ام متولد شدن!
امشب ماه و آسمون و ستاره هاش همه دانه هاى تسبيح منن
خدارو شکر که هنوز تورو دارم!
۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سهشنبه
آره....؟!
تو مانند کبوترها نجيبی
تو مثل داستانهای عجيبی
گناه من چه بود که گفتی
ازاين پس ازنگاهم بی نصيبی
؟!
مرسی که به روم نمیاری
افسار دلم دست خدا بود چنين شد
ای وای اگر دست خودم بود چه می شد؟
مقصود دلم مهر و وفا بود چنين گشت
گرمقصود دلم جور و جفا بود چه می شد؟
۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه
منو ببخش نازم
حواسم هست که دل تنگی را گاهی نبايد گفت.
ببخش.
برای دوستت دارم؛ راه ديگری بلد نيستم!
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات (Atom)