سلام
ببين انصافا بیا مثه دوتا بنده و خدا بشينيم سنگامونو وابکنيم ببينم حرف حسابت چيه؟ من ديگه خسته شدم . دستاتو زدی به سينت و تابلوه که هر چی واست خالی ميبندم می فهمی اما به روت نمياری شايد آدم بشم . آخه قربون کرمت گيريم من آدم شدم! حوای منو پس ميدی؟ د من که ميدونم نميدی!
خوب حالا اخم نکن ديگه . بگوچه جوری بايد باهات حرف بزنم؟ به عزت خودت قسم که حرف زدن با تو با اينکه همش بايد سرمو بالا بگيرم راحت تر از حرف زدن با بقیه است. تو که ميدونی اين تو چی ميگذره . پس نخواه دوباره هر روز بيام و زخم مکرر به اين بی صاحاب مونده بزنم. خودت میدونی این دل مال کیه حتی اگه نخوادش! آهان خوب شد يادم افتاد ميخواستم بپرسم خدای اونم تويی؟؟؟ وای... باز چی گفتم؟ ببخشيد ... ببخشيد ديگه ...
آخه اون خيلی قشنگ تره خيلی لطیف تر کار شده با خودم که مقايسش ميکنم ...!!!! بازم که اخم کردی . مگه نگفتی بيام حرف بزنم . ببين اينجا جز من و تو هيشکی نيست . منم امشب فقط واسه حرف زدن با تو بيدار موندم .اومدم بپرسم چی از من ميخوای،عوضش چی بهم ميدی؟ ببين من با بهشت و جهنمت کاری ندارما، الانو ميگم .اونا حسابشون سوا . سعی ميکنم لايق باشم اما فعلا مشکل چيز ديگست . ببينم خدا جون نميشه يه کم بيای پايين تر؟ گردنم خشک شد. تو که میدونی چقد اذیتم میکنه، گردنمو میگم! داشتم ميگفتم : خوب تو که خووب ميدونی من چی ميخوام . تو چی ميخوای حالا؟ چيکار کنم که اجابتم کنی؟
خدایا کاش بهم میگفتی: من هميشه با توام، کنار تو ونه در مقابل تو، نشدنيها و ناممکن ها رو دست من بسپر، خيالت آسوده، برو بخواب!
کاش میگفتی، کاش...
