۱۳۸۹ آذر ۲, سه‌شنبه

چشم من حرمت اشکتو نگه دار

يه چيزی هست نمی دونم اسمش چيه؟
نون و نمکه ، قناعته ، طمع نکردنه ، دوستيه ، چيه؟
اينکه وقتی يکی گلت ميشه
ديگه چشاتو رو همه چی می بندی.
مردونه پاش وای ميستی ، دلتو نگه می داری به حرمت نمک!
خودت گلتو انتخاب می کنی ، تو هيچ مرحله ای اجباری نيست!
اما وقتی ديگه گلت شد ، انگار زمين خالی شده از گل!
در واقع چيزی شبيه وفاداريه ، يه چيزی مثه مرام ...
به همين خاطره که انقد سال واسه رسيدنش صبر کردم.
به همین خاطره که..............!!!

۱ نظر:

تنها،غریب،از این جا رونده،از اونجا مونده؛هرچی تو دوس داری اسممو صدا کن گفت...

آنچه ما کرديم با خود هيچ نابينا نکرد
در ميان خانه گم کرديم صاحبخانه را


از این بدتر هم ممکنه؟؟؟؟؟