دوستت دارم یعنی همه نفس هام با رنج نبودنت به سختیه آخرین نفس ها شماره دار می شه ...
دوستت دارم یعنی این که هر روز مطالبی که نویسنده ش هم اسم تو هست توی روزنامه با دقت تر از همیشه می خونم فکر که می کنم می بینم قبلآ ازکار اون آدما یا خوشم نمیومد یا به اون مطالب کاملآ بی علاقه ام ... این روزا اما چندین و چند بار حروف اسم نویسنده رو تو ذهنم مرور می کنم.
دوستت دارم یعنی این که هر روز مطالبی که نویسنده ش هم اسم تو هست توی روزنامه با دقت تر از همیشه می خونم فکر که می کنم می بینم قبلآ ازکار اون آدما یا خوشم نمیومد یا به اون مطالب کاملآ بی علاقه ام ... این روزا اما چندین و چند بار حروف اسم نویسنده رو تو ذهنم مرور می کنم.
دوستت دارم یعنی گاهی همینجور بی دلیل دلم می خواد با همه مهربونتر بشم که بعضی ها از این تغییر رفتار تعجب می کنن!
دوستت دارم یعنی وقتی اتفاقی کسی رو که هم اسم تو هست تو کوچه صدا می کنن ناخودآگاه بر می گردم ببینم اونی که جواب می ده کیه؟ شبیه تو هست؟ چند سالشه؟ چی پوشیده؟ صداش چه طوره؟ حتی دلم می خواد تا دوباره صداش کنن و باز هم آهنگ اسمت رو بشنوم...
دوستت دارم یعنی وقتی توی بانک اتفاقی چشمم به برگه ای که مشتری بغل دستی می نویسه می افته و اسمشو می بینم ضربان قلبم تند می شه و نگاهم قفل می شه تو چهره طرف و خجالت می کشم وقتی با تعجب می پرسه مشکلی پیش اومده؟ ما همدیگه رو می شناسیم؟ اونوقت انگار از خواب پریده باشم با کلمات بریده میگم: نخیر، نه چیزی نیست! فقط تشابه اسمی بود و اونوقت طرف می فهمه که داشتم قبض دریافت از عابر بانکش رو بر انداز می کردم که لابد پولش رو...
دوستت دارم یعنی سرگشتگی دائم یعنی نمی تونم روی هیچ موضوعی تمرکز کنم!
یعنی همه اون حواس پرتی ها و سربه هوایی و این پا اون پا شدن ها فقط برای چند لحظه دیدنت...
دوستت دارم یعنی یک روز زنی تو بخش شیمی درمانی بیمارستان برای بچه رو به موتش به پهنای صورتش اشک می ریزه بعد که در اتاق باز می شه می بینم اون یه جوون رعناست با صورتکی کمرنگ از زیبایی به یغما رفته و مادرکه صداش می کنه: ...جان! دیگه چیزی نمی بینم و وقتی چشم باز می کنم دستی عرق سرد پشت لبم رو پاک می کنه و یکی می پرسه چی شد چرا یه دفعه ولو شدی وسط راهرو؟ حالت خوبه ؟ اونوقت مجبورم بگم آره ...
اما واقعا حالم خوبه...؟؟؟؟؟؟؟؟
اما واقعا حالم خوبه...؟؟؟؟؟؟؟؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر