۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه

من نيازم تورو هرروزديدنه!

يه وقتايی هست که بغض هی مياد ميچسبه به گلوت
و تا پشت ِ پلکات رو خيس ميکنه
وبعد تو به سفيدي ِ سقف نگاه میکنی
و با يه نفس ِعميق برای يه زمان کوتاه
اشک هاتو ميفرستی عقب تر،یعنی حالا وقتش نیست!
خب؟!
الان ازاون وقتامه.

هیچ نظری موجود نیست: