دوباره دلتنگ شدم،دوباره باید بهم بخندی و بگی دیوونه!
دوباره وقت شکستن بغض تنهایی ام شده! چشمام هوای باریدن داره.دل بیچاره ام بس که بهونه ات رو گرفته،دیگه نا نداره که اسمت رو صدا کنه،اما نه صبر کن داره یه چیزی زیر لب زمزمه میکنه، به همون اسم قشنگت قسم که با آخرین نغسهاش هنوزم داره صدات میزنه!
انگشتام بس که برات نوشتن خسته شدن، اما دلم نه،خیلی صبورتر از این حرفاست!
به تصویر خودم خیره شدم،این منم؟ شکسته...پیر...تنها... تو با من چه کردی؟ شاید این آخرین زمزمه های دلتنگیم باشه،شاید دیگه هیچی نگم... اما منتظرم...
انتظار دیدن تو واسه من یه زندگی دوباره است. کنارم باش... عاشقانه کنارم باش...هرچند توقع زیادیه، اما کنارم باش!
خودمو به آب و آتیش میزنم تا بهت بفهمونم که چقدر دوستت دارم اما تو حرف اول و آخرت همیشه یکی بوده"هیچوقت نمیخوام عاشق بشم" نباش، چیزی از دنیا کم نمیشه، جز یه دیوونه!
گاهی اونقدر تنهام که احساس میکنم مریم های توی گلدون هم ازم رو برمیگردونن، گاهی اونقدر غریبم که احساس میکنم حتی گرمای خورشید هم سهم من نیست! چقدر جای تو همه جا خالیه!
دوباره وقت شکستن بغض تنهایی ام شده! چشمام هوای باریدن داره.دل بیچاره ام بس که بهونه ات رو گرفته،دیگه نا نداره که اسمت رو صدا کنه،اما نه صبر کن داره یه چیزی زیر لب زمزمه میکنه، به همون اسم قشنگت قسم که با آخرین نغسهاش هنوزم داره صدات میزنه!
انگشتام بس که برات نوشتن خسته شدن، اما دلم نه،خیلی صبورتر از این حرفاست!
به تصویر خودم خیره شدم،این منم؟ شکسته...پیر...تنها... تو با من چه کردی؟ شاید این آخرین زمزمه های دلتنگیم باشه،شاید دیگه هیچی نگم... اما منتظرم...
انتظار دیدن تو واسه من یه زندگی دوباره است. کنارم باش... عاشقانه کنارم باش...هرچند توقع زیادیه، اما کنارم باش!
خودمو به آب و آتیش میزنم تا بهت بفهمونم که چقدر دوستت دارم اما تو حرف اول و آخرت همیشه یکی بوده"هیچوقت نمیخوام عاشق بشم" نباش، چیزی از دنیا کم نمیشه، جز یه دیوونه!
گاهی اونقدر تنهام که احساس میکنم مریم های توی گلدون هم ازم رو برمیگردونن، گاهی اونقدر غریبم که احساس میکنم حتی گرمای خورشید هم سهم من نیست! چقدر جای تو همه جا خالیه!
۱ نظر:
کاش عشق را جرأت اقرار بود،نه زحمتِ انكار...
ارسال یک نظر